تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦
خشم و عصبانيت است، خواه گشودن دست باشد، يا زبان، اين تعبير در مورد كسانى كه با لحنى آمرانه و طلبكارانه فرياد مىكشند، و چيزى را مىطلبند به كار مىرود.
«أَلْسِنَةٍ حِدادٍ»، به معنى زبانهاى تيز و تند است، و در اينجا كنايه از خشونت در سخن مىباشد.
در پايان آيه، به آخرين توصيف آنها كه در واقع ريشه همه بدبختيهايشان مىباشد، اشاره كرده، مىفرمايد: «آنها هرگز ايمان نياوردهاند» «أُولئِكَ لَمْيُؤْمِنُوا».
«و به همين دليل، خداوند اعمالشان را حبط و نابود كرده» چرا كه اعمالشان هرگز توأم با انگيزه الهى و اخلاص نبوده است «فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ».
«و اين كار براى خدا سهل و آسان است» «وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً».
در يك جمع بندى، چنين نتيجه مىگيريم كه: «مُعَوّقِيْن» (باز دارندگان) منافقانى بودند با اين اوصاف:
١- هرگز اهل جنگ نبودند جز به مقدار بسيار كم.
٢- آنها هيچ گاه اهل ايثار و فداكارى از نظر جان و مال نبوده و تحمل كمترين ناراحتيها را نمىكردند.
٣- در لحظات طوفانى و بحرانى، از شدت ترس، خود را به كلى مىباختند.
٤- به هنگام پيروزى، خود را وارث همه افتخارات مىپنداشتند!
٥- آنها افراد بىايمانى بودند، و اعمالشان نيز در پيشگاه خدا بىارزش بود.
و چنين است راه و رسم منافقان، در هر عصر و زمان، و در هر جامعه و گروه.
چه توصيف دقيقى قرآن از آنها كرده كه، به وسيله آن مىتوان همفكران آنها