تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
حضرت در اين زمينه سؤال كرد، فرمود: «اى ابن عباس! «نعمت ظاهر»، اسلام است، و آفرينش كامل و منظم تو به وسيله پروردگار و روزىهائى كه به تو ارزانى داشته.
و اما «نعمت باطن»، پوشاندن زشتىهاى اعمال تو و رسوا نكردنت در برابر مردم است». «١»
در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: «نعمت آشكار، پيامبر صلى الله عليه و آله و معرفة اللَّه و توحيد است كه پيامبر صلى الله عليه و آله آورده، و اما نعمت پنهان، ولايت ما اهلبيت عليهم السلام و پيمان دوستى با ما است». «٢»
ولى، در حقيقت هيچگونه منافاتى در ميان اين تفسيرها، وجود ندارد و هر كدام يكى از مصداقهاى روشن نعمت ظاهر و باطن را بيان مىكند، بى آن كه مفهوم گسترده آن را محدود سازد.
و در پايان آيه، از كسانى سخن مىگويد كه نعمتهاى بزرگ الهى را كه از درون و برون، انسان را احاطه كرده، كفران مىكنند، و به جدال و ستيز در برابر حق برمىخيزند، مىفرمايد: «بعضى از مردم هستند كه درباره خداوند بدون هيچ دانش و هدايت و كتاب روشنى، مجادله مىكنند» «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ».
و به جاى اين كه: بخشنده آن همه نعمتهاى آشكار و نهان را بشناسند، رو به سوى شرك و انكار، از سر جهل و لجاجت مىآورند.
در اين كه: فرق ميان «علم»، «هدايت» و «كتاب منير» چيست؟ شايد بهترين بيان اين باشد كه: «علم» اشاره به ادراكاتى است كه انسان از طريق عقل و