تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧
اصولًا، سنتشكنى، و برچيدن آداب و رسوم خرافى، و غير انسانى همواره با سر و صدا توأم است، و پيامبران هرگز نبايد به اين سر و صداها اعتنا كنند.
لذا، در جمله بعد مىفرمايد: «اين سنت الهى در مورد پيامبران در امم پيشين نيز جارى بوده است» «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ».
تنها تو نيستى كه گرفتار اين مشكلى، بلكه همه انبياء به هنگام شكستن سنتهاى غلط گرفتار اين ناراحتيها بودهاند.
مشكل بزرگ در اين قضيه، منحصر به شكستن اين دو سنت جاهلى نبود، بلكه، چون پاى ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان بود، اين امر مىتوانست دستاويز ديگرى به دشمنان براى عيبجوئى بدهد كه شرح آن خواهد آمد.
و در پايان آيه، براى تثبيت قاطعيت در اين گونه مسائل بنيادى، مىفرمايد:
«فرمان خدا همواره روى حساب و برنامه دقيقى است و بايد به مرحله اجرا در آيد» «وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً».
تعبير به «قَدَراً مَقْدُوراً»، ممكن است اشاره، به حتمى بودن فرمان الهى باشد، و ممكن است ناظر به رعايت حكمت و مصلحت در آن، اما مناسبتر با مورد آيه اين است كه هر دو معنى از آن اراده شود، يعنى فرمان خدا هم روى حساب است و هم بىچون و چرا و لازم الاجرا است.
جالب اين كه: در تواريخ مىخوانيم: پيامبر اسلام در مورد ازدواج با «زينب» آن چنان دعوت عامى براى صرف غذا از مردم به عمل آورد، كه در مورد هيچ يك از همسرانش سابقه نداشت!. «١»
گويا با اين كار، مىخواست نشان دهد كه: به هيچ وجه مرعوب سنتهاى