تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦
نخست به زنان با ايمان دستور مىدهد كه، هرگونه بهانه و مستمسكى را از دست مفسدهجويان بگيرند، سپس با شديدترين تهديدى كه در آيات قرآن كمنظير است، منافقان، مزاحمان و شايعهپراكنان را مورد حمله قرار مىدهد.
در قسمت اول مىگويد: «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنين بگو، روسرىهاى بلند خود را بر خويش فرو افكنند تا شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند» «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلايُؤْذَيْنَ».
در اين كه: منظور از شناخته شدن چيست؟ دو نظر در ميان مفسران وجود دارد كه منافاتى با هم ندارند:
نخست اين كه: در آن زمان، معمول بوده است، كنيزان بدون پوشيدن سر و گردن، از منزل بيرون مىآمدند، و از آنجا كه از نظر اخلاقى وضع خوبى نداشتند، گاهى، بعضى از جوانان هرزه، مزاحم آنها مىشدند، در اينجا به زنان آزاد مسلمان، دستور داده شد: حجاب اسلامى را كاملًا رعايت كنند تا از كنيزان شناخته شوند و بهانهاى براى مزاحمت به دست هرزگان ندهند.
بديهى است، مفهوم اين سخن آن نيست كه: اوباش حق داشتند مزاحم كنيزان شوند، بلكه منظور اين است كه: بهانه را از دست افراد فاسد بگيرند.
ديگر اين كه: هدف اين است كه: زنان مسلمان در پوشيدن حجاب، سهلانگار و بىاعتنا نباشند، مثل بعضى از زنان بىبند و بار كه در عين داشتن حجاب، آن چنان بىپروا و لا ابالى هستند كه، غالباً قسمتهائى از بدنهاى آنان نمايان است و همين معنى، توجه افراد هرزه را به آنها جلب مىكند.
در اين كه: منظور، از «جلباب» چيست؟ مفسران و ارباب لغت چند معنى براى آن ذكر كردهاند: