تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦
دعوت نمود.
اين آيات مجموعاً چهار دستور مهم به پيامبر صلى الله عليه و آله مىدهد:
دستور اول، در زمينه تقوا و پرهيزكارى است كه زمينهساز هر برنامه ديگرى مىباشد، مىفرمايد: «اى پيامبر تقواى الهى پيشه كن» «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ».
حقيقت «تقوا» همان احساس مسئوليت درونى است و تا اين احساس مسئوليت نباشد، انسان به دنبال هيچ برنامه سازندهاى حركت نمىكند.
تقوا انگيزه هدايت، و بهرهگيرى از آيات الهى است، چنان كه در آيه دوم سوره «بقره» مىخوانيم: هُدىً لِلْمُتَّقِيْن: «اين قرآن مايه هدايت پرهيزكاران است».
درست است كه مرحله نهائى تقوا، بعد از ايمان و عمل به دستورات خدا حاصل مىشود، ولى مرحله ابتدائى آن، قبل از همه اين مسائل قرار داد؛ چرا كه انسان اگر احساس مسئوليتى در خود نكند، نه به دنبال تحقيق از دعوت پيامبران مىرود، و نه گوش به سخنان آنها فرا مىدهد، حتى مسأله «دفع ضرر محتمل» را كه علماى كلام و عقائد، آن را پايه تلاش براى معرفة اللَّه ذكر كردهاند در حقيقت شاخهاى از تقوا است.
دستور دوم، نفى اطاعت كافران و منافقان است، مىفرمايد: «از كافران و منافقان اطاعت مكن»! «وَ لاتُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ».
و در پايان اين آيه، براى تأكيد اين موضوع، مىگويد: «خداوند عالم و حكيم است» «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً».
اگر فرمان ترك پيروى آنها را به تو مىدهد، روى علم و حكمت بىپايان او است، زيرا مىداند در اين تبعيت و سازشكارى چه مصائب دردناك و مفاسد بىشمارى نهفته است.