تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨
و منظور از «تقيه پوششى»، آن است كه گاه، براى رسيدن به هدف بايد نقشهها و مقدمات را كتمان كند؛ چرا كه اگر برملا گردد، و دشمنان از آن آگاه شوند، ممكن است آن را خنثى كنند.
زندگى انبياء، مخصوصاً پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله پر است از اين گونه تقيهها، زيرا مىدانيم در بسيارى از مواقع، هنگامى كه به سوى ميدان نبرد حركت مىكرد مقصد خود را مخفى مىداشت، نقشههاى جنگى او كاملًا در خفا كشيده مىشد، و استتار، كه نوعى از تقيه است، در تمام مراحل اجرا مىگشت.
گاه، براى بيان حكمى از روش مرحلهاى كه نوعى از تقيه است، استفاده مىكرد. فى المثل، مسأله «تحريم ربا» يا «شرب خمر» در يك مرحله بيان نشد، بلكه، به فرمان خدا در چندين مرحله صورت گرفت يعنى از مراحل سبكتر شروع شد، تا به حكم نهائى و اصلى رسيد.
به هر حال تقيه، معنى وسيعى دارد كه همان «پوشاندن واقعيتها براى پرهيز و اجتناب از به خطر افتادن هدفها است» و اين چيزى است كه در ميان همه عقلاى جهان، وجود دارد و رهبران الهى هم براى رسيدن به هدفهاى مقدسشان، در پارهاى از مراحل، آن را انجام مىدهند، چنان كه در داستان حضرت «ابراهيم» عليه السلام قهرمان توحيد، مىخوانيم: او مقصدش را از ماندن در شهر در آن روز كه بت پرستان براى مراسم عيد به خارج شهر مىرفتند، مكتوم داشت، تا از يك فرصت مناسب، براى در هم كوبيدن بتها استفاده كند.
و نيز «مؤمن آل فرعون»، براى اين كه: بتواند در مواقع حساس به موسى عليه السلام كمك كند، و او را از قتل نجات دهد، ايمان خود را مكتوم مىداشت. و به همين جهت، قرآن از او به عظمت ياد كرده، به هر حال، تنها تقيه خوفى است كه بر پيامبران مجاز نيست نه انواع ديگر تقيه.