تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠
«زبان و دل» را براى او آورد، او تعجب كرد، و از اين ماجرا سؤال كرد.
«لقمان» در پاسخ گفت: «قلب و زبان» اگر پاك باشند از هر چيز بهترند و اگر ناپاك شوند از همه چيز خبيثتر و بدتر»!. «١»
اين گفتار را با حديثى از امام صادق عليه السلام پايان مىدهيم.
فرمود: «به خدا سوگند، حكمتى كه به لقمان از سوى پروردگار عنايت
شده بود، به خاطر نسب، مال، جمال و جسم او نبود بلكه او مردى بود كه در انجام فرمان خدا، قوى و نيرومند بود، از گناه و شبهات اجتناب مىكرد، ساكت و خاموش بود با دقت مىنگريست بسيار فكر مىكرد، تيزبين بود، هرگز در (آغاز) روز نخوابيد و در مجالس (به رسم مستكبران) تكيه نمىكرد، كاملًا آداب را رعايت مىنمود، آب دهن نمىافكند، با چيزى بازى نمىكرد، و هرگز در حال نامناسبى ديده نشد ... هيچ گاه دو نفر را در حال نزاع نديد، مگر اين كه آنها را با هم صلح داد، و اگر سخن خوبى از كسى مىشنيد، حتماً مأخذ آن سخن و تفسير آن را سؤال مىكرد، با «فقيهان و عالمان» بسيار نشست و برخاست داشت ... به سراغ علومى مىرفت كه، بتواند به وسيله آن بر هواى نفس چيره شود، نفس خود را با نيروى فكر و انديشه و عبرت مداوا مىنمود، و تنها به سراغ كارى مىرفت كه به سود (دين يا دنياى) او بود، در امورى كه به او ارتباط نداشت، هرگز دخالت نمىكرد، و از اين رو خداوند حكمت را به او ارزانى داشت». «٢»
***