تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥
ب- فرو ريختن پايگاه مشركان عرب در «مدينه» و قطع اميد آنان از شورشى از درون.
ج- تقويت بنيه مالى مسلمين به وسيله غنائم اين جنگ.
د- هموار شدن راه پيروزيهاى آينده، مخصوصاً فتح «خيبر»!
ه- تثبيت موقعيت حكومت اسلامى، در نظر دوست و دشمن در داخل و خارج «مدينه».
***
٤- تعبيرات پر معنى آيات
از جمله تعبيراتى كه در آيات فوق به چشم مىخورد، اين است كه: در مورد كشته شدگان اين جنگ، مىگويد: «فَرِيْقاً تَقْتُلُون» يعنى «فَرِيْقاً» را مقدم بر «تَقْتُلُون» مىدارد، در حالى كه در مورد اسيران «فَرِيْقاً» را از فعل آن، يعنى «تَأسِرُونَ» مؤخر داشته است، بعضى از مفسران، در تفسير آن گفتهاند: اين به خاطر آن است كه در مسأله كشته شدگان، تكيه بيشتر روى اشخاص است؛ چرا كه سران بزرگ آنها در اين گروه بودند، ولى، در مورد اسارت، افراد سرشناسى نبودند كه روى آنها تكيه كند.
به علاوه اين تقديم و تأخير، سبب شده كه «قتل» و «اسر» (كشتن و اسارت) كه دو عامل پيروزى بر دشمن است، در كنار هم قرار گيرند و تناسب در ميان آنها رعايت شود.
و نيز، در نخستين آيه مورد بحث، پائين آوردن يهود را از قلعههايشان، قبل از جمله «قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ» (خداوند در دلهاى آنها رعب وحشت افكند) ذكر كرده است، در حالى كه ترتيب طبيعى بر خلاف اين است، يعنى نخست ايجاد رعب مىشود، سپس پائين آمدن از آن قلعههاى محكم، اين به