تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠
تنها دل به خدا بستن، سر بر فرمان او نهادن، از غير او بريدن و همه بتها را در آستان كبريائى او در هم شكستن!.
قابل توجه اين كه: «لقمان حكيم»، دليل بر نفى شرك را اين ذكر مىكند كه:
«شرك ظلم عظيم» است، آن هم با تعبيرى كه از چند جهت، تأكيد در بر دارد. «١»
و چه ظلمى از اين بالاتر كه، هم در مورد خدا انجام گرفته، كه موجود بى ارزشى را همتاى او قرار دهند، هم درباره خلق خدا، كه آنها را به گمراهى بكشانند و با اعمال جنايتبار خود آنها را مورد ستم قرار دهند، و هم درباره خويشتن كه از اوج عزت عبوديت پروردگار، به قعر درّه ذلّت پرستش غير او ساقط كنند!.
***
دو آيه بعد، در حقيقت جملههاى معترضهاى است كه در لابلاى اندرزهاى «لقمان» از سوى خداوند بيان شده است، اما معترضه، نه به معنى بى ارتباط، بلكه به معنى سخنان الهى كه ارتباط روشنى با سخنان «لقمان» دارد؛ زيرا در اين دو آيه، بحث از نعمت وجود پدر و مادر و زحمات و خدمات و حقوق آنها است و قرار دادن شكر پدر و مادر در كنار شكر «اللَّه».
به علاوه، تأكيدى بر خالص بودن اندرزهاى «لقمان» به فرزندش نيز محسوب مىشود؛ چرا كه پدر و مادر با اين علاقه وافر و خلوص نيت، ممكن نيست جز خير و صلاح فرزند را در اندرزهايشان بازگو كنند.
نخست مىفرمايد: «ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم» «وَ وَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ».
آن گاه به زحمات فوق العاده مادر، اشاره كرده مىگويد: «مادرش او را حمل