تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨
آرى، رهبرى شيطان به تنهائى كافى است كه انسان با آن مخالفت كند، هر چند در لفافههاى دعوت به سوى حق بوده باشد، كه مسلماً يك پوشش انحرافى است و دعوت به سوى آتش دوزخ نيز، به تنهائى براى مخالفت كافى است هر چند دعوت كننده مجهول الحال باشد، حال اگر دعوت كننده شيطان، و دعوتش به سوى آتش افروخته جهنم باشد، تكليف روشن است.
آيا هيچ عاقلى دعوت پيامبران الهى به سوى بهشت را رها مىكند، و به دنبال دعوت شيطان به سوى جهنم مىرود؟!
***
سپس، به بيان حال دو گروهِ مؤمن خالص و كفار آلوده پرداخته، آنها را در مقايسه با يكديگر، و مقايسه با آنچه در مورد پيروان شيطان و مقلدان كور و كر نياكان، بيان كرده، قرار داده، مىگويد: «كسى كه قلب و جان خود را تسليم خدا كند و در آستان پروردگار، سر تسليم و اطاعت فرود آورد- در حالى كه محسن و نيكوكار باشد- به دستگيره محكمى چنگ زده است» «وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى».
منظور از «تسليم وجه براى خدا» در حقيقت، اشاره به توجه كامل با تمام وجود به ذات پاك پروردگار است؛ زيرا «وجه» (به معنى صورت) به خاطر آن كه شريفترين عضو بدن و مركز مهمترين حواس انسانى است، به عنوان كنايه از ذات او به كار مىرود.
تعبير به «هُوَ مُحْسِنٌ» از قبيل ذكر عمل صالح بعد از ايمان است.
«چنگ زدن به دستگيره محكم»، تشبيه لطيفى از اين حقيقت است كه انسان براى نجات از قعر درّه مادّيگرى و ارتقاء به بلندترين قلههاى معرفت، معنويت و روحانيت، نياز به يك وسيله محكم و مطمئن دارد، اين وسيله چيزى جز ايمان