تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
حارث» نازل شده است.
او مرد تاجرى بود كه به «ايران» سفر مىكرد، و در ضمن، داستانهاى «ايرانيان» را براى «قريش» بازگو مىنمود، مىگفت: اگر «محمّد» براى شما سرگذشت «عاد و ثمود» را نقل مىكند، من داستانهاى «رستم و اسفنديار»، و اخبار «كسرى» و سلاطين عجم را باز مىگويم!، آنها دور او را گرفته، استماع قرآن را ترك مىگفتند.
بعضى ديگر گفتهاند: اين قسمت از آيات، درباره مردى نازل شده كه كنيز خوانندهاى را خريدارى كرده بود، شب و روز براى او خوانندگى مىكرد و او را از ياد خدا غافل مىساخت.
مرحوم «طبرسى» مفسر بزرگ، بعد از ذكر اين شأن نزول، مىگويد:
حديثى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در اين زمينه نقل شده، شأن نزول فوق را تأييد مىكند؛ چرا كه آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: لايَحِلُّ تَعْلِيْمُ الْمُغَنِّياتِ وَ لا بَيْعُهُنَّ، وَ أَثْمانُهُنَّ حَرامٌ وَ قَدْ نَزَلَ تَصْدِيْقُ ذلِكَ فِى كِتابِ اللَّه تَعالى: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِيْثِ ...:
«آموزش دادن كنيزان خواننده، و خريد و فروش آنها حرام است و درآمدى كه از اين راه به دست مىآيد نيز حرام است، گواه اين مطلب چيزى است كه خداوند در كتابش فرموده: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِيْثِ ...».
***
تفسير:
غنا از دامهاى بزرگ شياطين!
در اين آيات، سخن از گروهى است كه درست در مقابل گروه «محسنين» و «مؤمنين» قرار دارند كه در آيات گذشته مطرح بودند.