تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨
دليلى در دست نيست كه فرشتگان، اين جنود الهى نا پيدا، رسماً وارد ميدان و مشغول جنگ شده باشند، بلكه قرائنى در دست است كه: نشان مىدهد آنها براى تقويت روحيه مؤمنان و دلگرمى آنان نازل گشتهاند. «١»
***
آيه بعد كه ترسيمى از وضع بحرانى «جنگ احزاب»، و قدرت عظيم جنگى دشمنان، و نگرانى شديد بسيارى از مسلمانان است، چنين مىگويد: «به خاطر بياوريد، زمانى را كه آنها از طرف بالا و پائين شهر شما وارد شدند (و مدينه را در محاصره خود قرار دادند) و هنگامى را كه چشمها از شدت وحشت خيره شده بود، جانها به لب رسيده بود، و گمانهاى گوناگون بدى به خدا مىبرديد»! «إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا».
بسيارى از مفسران كلمه «فَوْق» را در اين آيه، اشاره به جانب «شرق مدينه» مىدانند كه قبيله «غطفان» از آنجا وارد شدند، و «أَسْفَل» را اشاره به «غرب» كه قبيله «قريش» و همراهان آنها از آنجا ورود كردند.
البته، با توجه به اين كه «مكّه» درست در جنوب «مدينه» واقع شده، قبائل مشركين «مكّه»، بايد از جنوب آمده باشند، ولى شايد وضع جاده و مدخل «مدينه» چنان بوده كه، آنها كمى شهر را دور زده و از غرب وارد شدهاند، و به هر حال، جمله بالا، اشاره به محاصره اين شهر، از سوى دشمنان مختلف اسلام است.
جمله «زاغَتِ الأَبْصار» با توجه به اين كه: «زاغَت» از ماده «زيغ» به معنى تمايل به يكسو است، اشاره به حالتى است كه انسان به هنگام ترس و وحشت