تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٤
اطاعت مكن» «وَ لاتُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ».
بدون شك رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگز اطاعتى از كافران و منافقان نداشت، اما اهميت موضوع به قدرى است كه، به عنوان تأكيد براى شخص پيامبر صلى الله عليه و آله و هشدار و سرمشقى براى ديگران، روى اين موضوع مخصوصاً تكيه كند، چه اين كه از خطرات مهمى كه بر سر راه رهبران راستين قرار دارد، به سازش و تسليم كشيده شدن در اثناء مسير است كه: گاه، از طريق تهديد، و گاه، از طريق دادن امتيازات، زمينههاى آن فراهم مىشود، تا آنجا كه گاهى، انسان به اشتباه مىافتد، و گمان مىكند راه وصول به هدف، تن دادن به چنين سازش و تسليمى است، همان سازش و تسليمى كه نتيجهاش، عقيم ماندن همه تلاشها و كوششها و خنثى شدن همه مجاهدات است.
تاريخ اسلام نشان مىدهد: بارها كافران و يا گروههائى از منافقان كوشيدند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را به چنين موضعى بكشانند:
گاه، پيشنهاد كردند كه نام بتها را به بدى نبرد، و از آنها انتقاد نكند.
گاه، گفتند: اجازه ده، يك سال معبود تو را بپرستيم و يك سال هم تو معبودان ما را پرستش كن!.
گاه، مىگفتند: به ما مهلت ده، تا يك سال ديگر به برنامههاى خود ادامه دهيم، و بعد ايمان بياوريم.
گاه، پيشنهاد كردند، تهيدستان و مؤمنان فقير را از گرد خود دور كن تا ما ثروتمندان متنفذ با تو هم صدا شويم.
و گاه، اعلام آمادگى براى دادن امتيازات مالى و پست و مقام حساس و زنان زيبا و مانند آن كردند!
مسلّم است همه اينها دامهاى خطرناكى بود بر سر راه پيشرفت سريع