تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨
وسوسهگر و هر موجودى، كه انسان را گمراه سازد، در مفهوم وسيع اين كلمه داخل است، مگر اين كه: مفهوم شيطان را چنان وسعت دهيم، كه همه اينها را شامل شود.
لذا «راغب» در «مفردات» مىگويد: « «غَرور» هر چيزى است كه انسان را مغرور سازد و بفريبد، اعم از مال، مقام، شهوت و شيطان، و اين كه: به شيطان تفسير شده، به خاطر اين است كه خبيثترين فريبندگان است».
و اين كه: بعضى آن را به دنيا تفسير كردهاند، به خاطر فريبندگى دنياست چنان كه در «نهج البلاغه» مىخوانيم: تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ: «مىفريبد، و ضرر مىزند، و مىگذرد»!. «١»
***
٢- فريبندگى دنيا
بدون شك، بسيارى از مظاهر زندگى دنيا، غرورآميز و غفلتزا است، و گاه چنان انسان را به خويشتن مشغول مىدارد، كه از هر چه غير آن است غافل مىسازد.
به همين دليل، در بعضى از روايات اسلامى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: وقتى از آن حضرت پرسيدند: أَيُّ النَّاسِ أَثْبَتُ رَأْياً: «چه كسى از همه مردم بافكرتر، و از نظر انديشه ثابتتر است»؟
فرمود: مَنْ لَمْيَغُرُّهُ النَّاسُ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْتَغُرُّهُ الدُّنْيَا بِتَشْوِيْقِها: «كسى كه مردم فريبكار او را نفريبند، و تشويقهاى دنيا نيز او را فريب ندهد». «٢»
ولى، با اين حال، در لابلاى صحنههاى مختلف همين دنياى فريبنده،