تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦
شد! «١» و اين تعبير نيز كنايه از شدت سرور است.
در حديثى مىخوانيم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىگويد: انَّ اللَّهَ يَقُولُ أَعْدَدْتُ لِعِبادِىَ الصَّالِحِيْنَ ما لا عَيْنٌ رَأَتْ، وَ لا أُذُنٌ سَمِعَتْ، وَ لا خَطَرَ عَلى قَلْبِ بَشَرٍ!: «خدا مىفرمايد: من براى بندگان صالحم نعمتهائى فراهم كردهام كه هيچ چشمى نديده، و هيچ گوشى نشنيده، و بر فكر كسى نگذشته است»!. «٢»
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه: مفسر بزرگ مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» آن را مطرح كرده، و آن اين كه: «چرا اين پاداش عظيم مخفى نگاهداشته شده است»؟
سپس سه جواب را براى اين سؤال ذكر مىكند:
١- امور مهم و بسيار پر ارزش چنان است كه با الفاظ و سخن به آسانى حقيقت آن را نمىتوان درك كرد، و با اين حال گاهى اخفا و ابهام آن نشاط انگيزتر است و از نظر فصاحت بليغتر.
٢- اصولًا، چيزى كه مايه روشنى چشمها است آن قدر دامنهاش گسترده است كه علم و دانش آدمى به تمام خصوصيات آن نمىرسد.
٣- چون اين پاداش براى نماز شب كه مخفى است قرار داده شده است، متناسب اين است كه جزاى عمل نيز، بزرگ و مخفى باشد (توجه داشته باشيد كه در آيه قبل جمله «تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ» اشاره است به مسأله نماز شب).
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: ما مِنْ حَسَنَةٍ الَّا وَ لَها ثَوابٌ مُبَيَّنٌ