تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
خرد خويش درك مىكند، و «هدى» اشاره به معلمان و رهبران الهى و آسمانى و دانشمندانى است كه مىتوانند در اين مسير دست او را بگيرند و به سر منزل مقصود برسانند، و «كتاب منير» كتابهاى آسمانى مىباشد كه از طريق وحى، قلب و جان انسان را پر فروغ مىسازند.
در حقيقت، اين گروه لجوج نه خود دانشى دارند، و نه به دنبال راهنما و رهبرى هستند، و نه از وحى الهى استمداد مىجويند، و چون راه هدايت در اين سه امر، منحصر است لذا با ترك آنها به وادى گمراهى و وادى شياطين كشيده شدهاند.
***
آيه بعد، به منطق ضعيف و سست اين گروه گمراه اشاره كرده مىگويد:
«هنگامى كه به آنها گفته شود: از آنچه خداوند نازل كرده، پيروى كنيد مىگويند:
نه، ما از چيزى پيروى مىكنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم»! «وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا».
و از آنجا كه پيروى از نياكان جاهل و منحرف، جزء هيچ يك از طرق سه گانه هدايت آفرين فوق نيست، قرآن از آن به عنوان راه شيطانى ياد كرده مىفرمايد: «آيا حتى اگر شيطان آنها را دعوت به عذاب آتش فروزان كند باز هم بايد از او تبعيت كنند»؟! «أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ». «١»
در حقيقت، قرآن در اينجا پوشش پيروى از سنت نياكان را كه ظاهرى فريبنده دارد، كنار مىزند و چهره واقعى عمل آنها را كه همان پيروى از شيطان در مسير آتش دوزخ و جهنم است، آشكار مىسازد.