تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
سرمايههاى وجودى، و از سقوط در دامان بدبختى در دنيا و آخرت.
و همان گونه كه قبلًا هم گفتهايم: بشارت و انذار همه جا بايد توأم با هم و متعادل با يكديگر باشد؛ چرا كه نيمى از وجود انسان را علاقه جلب منفعت و نيم ديگرى را دفع مضرت تشكيل مىدهد.
«بشارت» انگيزه بخش اول است و «انذار» انگيزه بخش دوم، و آنها كه در برنامههاى خود تنها روى يك قسمت تكيه مىكنند، انسان را به حقيقت، نشناختهاند و انگيزههاى حركت او را مورد توجه قرار ندادهاند. «١»
***
آيه بعد، به چهارمين و پنجمين وصف پيامبر اشاره كرده مىگويد: «ما تو را دعوت كننده به سوى اللَّه به فرمان او قرار داديم، و هم چراغ روشنىبخش» «وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً».
***
نكتهها:
١- مقام «شهود» و گواه بودن پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از همه اوصاف او ذكر شده؛ چرا كه اين مقام، نياز به مقدمهاى جز وجود پيامبر صلى الله عليه و آله و رسالت او ندارد، و همين كه به اين مقام منصوب گشت، شاهد بودن او از تمام جهاتى كه در بالا گفتيم مسلّم مىشود، ولى مقام «بشارت» و «انذار»، برنامههائى است كه بعد از آن تحقق مىيابد.
٢- دعوت به سوى خداوند مرحلهاى است، بعد از بشارت و انذار؛ چرا كه بشارت و انذار وسيلهاى است براى آماده ساختن افراد، به منظور پذيرش حق،