تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤
«همسران پيامبر مادران مؤمنين محسوب مىشوند» با چيزى كه در چند آيه قبل گذشت، تضاد ندارد؟؛ زيرا در آنجا مىفرمايد: «كسانى كه گاهى همسرانشان را به منزله مادر خود قرار مىدهند، سخن باطلى مىگويند، مادر آنها فقط كسى است كه از او متولد شدهاند» پس چگونه همسران پيامبر كه مسلمانان از آنان متولد نشدهاند مادر محسوب مىشوند؟
در پاسخ اين سؤال، بايد به اين نكته توجه كرد كه: خطاب مادر به يك زن يا بايد از نظر جسمانى باشد، يا روحانى، اما از نظر جسمانى تنها در صورتى اين معنى واقعيت دارد كه: انسان از او متولد شده باشد، و اين همان است كه در آيات پيشين آمده، كه مادر جسمانى انسان تنها كسى است كه از او متولد شده است، و اما پدر يا مادر روحانى، كسى است كه يك نوع حق معنوى بر او داشته باشد، همچون پيامبر كه پدر روحانى امت محسوب مىشود، و هم به خاطر او همسرانش، احترام مادر را دارند.
ايرادى كه به اعراب جاهلى در مورد «ظهار» متوجه مىشد اين بود كه:
وقتى همسران خود را مادر خطاب مىكردند، مسلماً منظور آنها مادر معنوى نبود، بلكه منظورشان اين بود كه: آنها به منزله مادر جسمانى هستند، لذا آن را يك نوع طلاق مىشمردند، و مىدانيم: مادر جسمانى با الفاظ درست نمىشود، بلكه شرط آن، تولد جسمانى است، بنابراين، سخن آنها سخن منكر و زور و باطل بود. ولى، در مورد همسران پيامبر صلى الله عليه و آله اگر چه آنها مادر جسمانى نيستند، اما به احترام پيامبر صلى الله عليه و آله مادر روحانيند، و احترام يك مادر را دارند.
و اگر مىبينيم: قرآن در آيات آينده ازدواج با همسران پيامبر صلى الله عليه و آله را تحريم كرده، آن نيز يكى از شئون احترام آنها و احترام پيامبر صلى الله عليه و آله است، چنان كه توضيح آن به طور مشروح به خواست خدا خواهد آمد.