تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٠
استغفار و تقاضاى رحمت مىباشد، چنان كه در آيه ٧ سوره «غافر» مىخوانيم: وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِيْنَ آمَنُوا: «حاملان عرش خدا، براى مؤمنان استغفار مىكنند».
به هر حال، اين آيه، بشارت بزرگ و نويد عظيمى براى مؤمنانى كه همواره به ياد خدا هستند، در بر دارد؛ چرا كه با صراحت مىگويد: آنها در سير خود به سوى اللَّه تنها نيستند، بلكه به مقتضاى «يُصَلِّى» كه فعل مضارع است و دليل بر استمرار مىباشد، همواره زير پوشش رحمت خداوند و فرشتگان او قرار دارند، در سايه اين رحمت، پردههاى ظلمت شكافته مىشود، و نور علم و حكمت و ايمان و تقوا را بر قلب و جان آنها مىپاشد.
آرى، اين آيه بشارتى است بزرگ، براى همه سالكان راه حق و به آنها نويد مىدهد كه از جانب معشوق كششى نيرومند است، تا كوشش عاشق بيچاره به جائى برسد!
اين آيه، تضمينى است براى همه مجاهدان راه «اللَّه»، كه سوگند شيطان در زمينه اغواى فرزندان آدم دامان آنها را نمىگيرد؛ چرا كه در زمره خالصان و مخلصان قرار دارند، و شيطان از همان روز نخست، از گمراه ساختن آنها اظهار عجز و ناتوانى كرده و گفته است: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ: «به عزتت سوگند همه را گمراه مىكنم* جز بندگان مخلصت»!. «١»
جمله «وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً» با توجه به اين كه: «كانَ» فعل ماضى است و دليل بر اين است كه هميشه خداوند نسبت به مؤمنان رحمت خاصى داشته، تأكيد مجددى است، بر آنچه در آغاز اين آيه آمده است.
آرآرى، اين رحمت خاص خدا است كه مؤمنان را از ظلمات اوهام و شهوات و وساوس شيطانى بيرون مىآورد، و به نور يقين و اطمينان و تسلط