تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦
مىبرند؟ و بر چه معيار و ضابطهاى است؟ قرآن در اينجا از اين معنى ساكت است، هر چند در آيات سوره «نساء» از آن مشروحاً بحث نموده است. «١»
د- چهارمين حكمى كه به صورت يك استثناء در آيه فوق آمده، مسأله بهرهمند نمودن دوستان و افراد مورد علاقه، از اموالى است كه انسان از خود به يادگار مىگذارد، كه با جمله «إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً» (مگر اين كه بخواهيد به دوستانتان نيكى كنيد) بيان شده است، و مصداق روشن آن همان حكم وصيت است كه: انسان مىتواند در يك سوم از اموالش درباره هر كس مايل باشد انجام دهد.
به اين ترتيب، هنگامى كه اساس ارث بر پايه خويشاوندى گذارده شد و جانشين پيوندهاى گذشته گرديد، باز ارتباط انسان به كلى از دوستان مورد علاقه و برادران مسلمان او قطع نمىشود، منتها از نظر كيفيت و كميت، بسته به ميل خود انسان است، ولى در هر حال مشروط به اين مىباشد كه زائد بر ثلث مال نگردد، و البته اگر انسان از وصيت كردن صرفنظر كند، همه اموال او بين خويشاوندانش طبق قانون ارث تقسيم مىگردد، و ثلثى براى او منظور نخواهد شد. «٢»