تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤
در پاسخ سؤال اول، جمعى از مفسران گفتهاند: منظور قبيله قريش است، كه پيش از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله انذار كننده الهى نداشتند.
بعضى ديگر گفتهاند: منظور دوران «فترت» است (يعنى فاصله ميان قيام عيسى عليه السلام و ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله).
ولى هيچكدام از اين دو پاسخ، صحيح به نظر نمىرسد؛ زيرا طبق عقيده مستدل، هرگز زمين از حجت الهى خالى نمىماند، و در هر عصر و زمان پيامبر يا وصى پيامبرى براى اتمام حجت، در ميان انسانها وجود داشته، و دارد.
بنابراين، به نظر مىرسد: منظور از «نذير» در اينجا پيامبر بزرگى باشد، كه دعوت خود را آشكارا و توأم با معجزات و در محيطى وسيع و گسترده، آشكار سازد، و مىدانيم چنين انذار كنندهاى در «جزيره عربستان»، و در ميان قبائل «مكّه» قيام نكرده بود.
و در پاسخ سؤال دوم، بايد گفت: جمله «وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ» مفهومش اين است كه: هر امتى، انذار كنندهاى داشته است، و اما اين كه: اين انذار كننده در هر مكان، شخصاً حضور داشته باشد، لازم نيست، همين اندازه كه صداى دعوت پيامبران بزرگ الهى به وسيله اوصياى آنها به گوش همه مردم جهان برسد كافى است.
اين سخن، درست به آن مىماند كه، بگوئيم: هر امتى پيامبر اولوالعزمى داشته، و داراى كتاب آسمانى بوده، مفهومش اين است كه: صداى اين پيامبر، و كتاب آسمانى او از طريق نمايندگان، و اوصيايش، به همه آن امت، در طول تاريخ رسيده است.
***