تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠
كسى هست كه مىتواند تو را رهائى بخشد!
همان كس كه امواج دريا فرمان او را مىبرند، و آب و باد و خاك سرگردان او هستند.
اينجا است: كه توحيد خالص، همه قلب او را احاطه مىكند، و دين و آئين و پرستش را مخصوص او مىداند.
سپس، اضافه مىكند: «هنگامى كه خداوند آنها را از اين مهلكه رهائى بخشيد- امواج فرو نشست، و او سالم به ساحل نجات رسيد- مردم دو گروه مىشوند: بعضى راه اعتدال را پيش مىگيرند، و به عهد و پيمانى كه در دل در آن لحظات حساس با خدا بستند پايبند و وفادار مىمانند» «فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ». «١»
ولى گروهى ديگر، همه چيز را به دست فراموشى سپرده و باز لشكر غارتگر شرك و كفر بر كشور قلبشان چيره مىشود.
جمعى از مفسرين، آيه فوق را اشارهاى به اسلام آوردن «عكرمة بن ابىجهل» دانستهاند.
به هنگام «فتح مكّه»، چون پيامبر صلى الله عليه و آله همه مردم را جز چهار نفر مشمول عفو عمومى قرار داده بود، و تنها در مورد چهار نفر كه يكى از آنها «عكرمة بن ابىجهل» بود، حكم اعدام صادر فرمود كه: هر كجا آنها را بيابيد از بين ببريد، (چرا كه از هيچگونه كارشكنى و كينهتوزى و جنايت بر ضد اسلام و مسلمين فروگذار نبودند) «عكرمه» ناچار از «مكّه» فرار كرد.
به كنار درياى احمر آمده سوار بر كشتى شد در دريا تند بادى خطرناك دامان او را گرفت، اهل كشتى به يكديگر گفتند: بيائيد با بتها وداع گوئيد و تنها