تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩
آميز قرآن مجيد گذارد.
اگر عرب در عصر جاهليت اولى، جنگ و غارتگرى داشت، و فى المثل چندين بار، «بازار عكاظ» صحنه خونريزيهاى احمقانه گرديد كه چند تن كشته شدند، در جاهليت عصر ما جنگهاى جهانى رخ مىدهد كه گاه بيست مليون نفر در آن قربانى و بيش از آن مجروح و ناقص الخلقه مىشوند!
اگر در جاهليت عرب، زنان، «تبرج به زينت» مىكردند، و روسرىهاى خود را كنار مىزدند، به گونهاى كه مقدارى از سينه و گلو و گردنبند و گوشواره آنها نمايان مىگشت، در عصر ما كلوپهائى تشكيل مىشود به نام كلوپ برهنگان (كه نمونه آن در انگلستان معروف است) كه با نهايت معذرت افراد در آن برهنه مادرزاد مىشوند، رسوائيهاى پلاژهاى كنار دريا، استخرها و حتى معابر عمومى نگفتنى است.
اگر در جاهليت عرب، «زنان آلوده ذوات الاعلام» بودند كه پرچم بر در خانه خود مىزدند، تا افراد را به سوى خود دعوت كنند!، در جاهليت قرن ما افرادى هستند كه در روزنامههاى مخصوص مطالبى را در اين زمينه مطرح مىكنند، كه قلم از ذكر آن جداً شرم دارد، و جاهليت عرب، بر آن صد شرف دارد.
خلاصه، چه گوئيم از وضع مفاسدى كه در تمدن مادى ماشينى منهاى ايمان عصر ما وجود دارد، كه ناگفتنش بهتر است، و نبايد اين تفسير را با آن آلوده كرد.
آنچه گفتيم، فقط مشتى از خروار، براى نشان دادن زندگى كسانى بود كه از خدا فاصله مىگيرند، و با داشتن هزاران دانشگاه و مراكز علمى و دانشمندان معروف، در منجلاب فساد غوطهور مىشوند، و حتى گاهى همين مراكز علمى و دانشمندانشان در اختيار همان فجايع و مفاسد قرار مىگيرند.
***