تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٤
مشكلات گردد.
علاوه بر همه اينها، اختياراتى كه به حكومت اسلامى از طريق «ولايت فقيه» واگذار شده، به او امكانات وسيعى براى گشودن مشكلها در چارچوب اصول كلى اسلام مىدهد.
البته، بيان هر يك از اين امور، مخصوصاً با توجه به مفتوح بودن باب اجتهاد، (اجتهاد به معنى استنباط احكام الهى از مدارك اسلامى) نياز به بحث فراوانى دارد كه، پرداختن به آن ما را از هدف دور مىسازد، ولى با اين حال آنچه در اينجا به طور اشاره آورديم مىتواند پاسخگوى اشكال فوق باشد.
***
٣- چگونه انسانها از فيض ارتباط با عالم غيب محروم مىشوند؟
سؤال ديگر اين است كه: نزول وحى و ارتباط با عالم غيب و ماوراء طبيعت علاوه بر اين كه: موهبت و افتخارى است براى جهان بشريت، روزنه اميدى براى همه مؤمنان راستين محسوب مىشود.
آيا قطع شدن اين راه ارتباطى، و بسته شدن اين روزنه اميد، محروميت بزرگى براى انسانهائى كه بعد از رحلت پيامبر خاتم زندگى مىكنند محسوب نخواهد شد؟
پاسخ اين سؤال نيز، با توجه به نكته زير روشن مىشود و آن اين كه:
اولًا: وحى و ارتباط با عالم غيب وسيلهاى است براى درك حقايق هنگامى كه گفتنىها گفته شد، و همه نيازمنديها تا دامنه قيامت در اصول كلى و تعليمات جامع پيامبر خاتم، بيان گرديد قطع اين راه ارتباطى ديگر، مشكلى ايجاد نمىكند.
ثانياً: آنچه بعد از ختم نبوت براى هميشه قطع مىشود، مسأله وحى براى شريعت تازه و يا تكميل شريعت سابق است، نه هرگونه ارتباط با ماوراء