تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥
بايد در كتب فقهى از آن سخن گفت.
آخرين سخنى كه در اينجا ذكر آن را لازم مىدانيم، اين است كه: آنچه در بالا گفتيم، مربوط به خوانندگى است و اما استفاده از آلات موسيقى و حرمت آن بحث ديگرى دارد كه از موضوع اين سخن خارج است.
***
٣- فلسفه تحريم غنا
دقت در مفهوم «غنا» با شرائطى كه در شرح موضوع آن گفتيم، فلسفه تحريم آن را به خوبى روشن مىسازد.
در يك بررسى كوتاه به مفاسد زير برخورد مىكنيم:
الف: تشويق به فساد اخلاق- تجربه نشان داده است- و تجربه بهترين شاهد و گواه است- كه بسيارى افراد تحت تأثير آهنگهاى غناء، راه تقوا و پرهيزكارى را رها كرده، و به شهوات و فساد روى مىآورند.
مجلس غنا معمولًا مركز انواع مفاسد است و آنچه به اين مفاسد دامن مىزند، همان «غناء» است.
در بعضى از گزارشهائى كه در «جرائد» خارجى آمده، مىخوانيم: در مجلسى كه گروهى از «دختران» و «پسران» بودند، و آهنگ خاصى از غناء در آنجا اجرا شد آن چنان هيجانى به «دختران» و «پسران» دست داد كه: به يكديگر حملهور شدند و فجايع زيادى به بار آوردند كه، قلم از ذكر آن شرم دارد.
در تفسير «روح المعانى»، سخنى از يكى از سران «بنى اميه» نقل مىكند كه، به آنها مىگفت: از «غنا» بپرهيزيد كه: حيا را كم مىكند، شهوت را مىافزايد شخصيت را در هم مىشكند، جانشين شراب مىشود، و همان كارى را مىكند