تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤
سپس مىافزايد: «آنها پروردگار خود را با «بيم» و «اميد» مىخوانند «يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً».
آرى، دو وصف ديگر آنها «خوف» و «رجا» يا «بيم» و «اميد» است.
نه از غضب و عذاب او ايمن مىشوند، و نه از رحمتش مأيوس مىگردند، توازن اين بيم و اميد، كه ضامن تكامل و پيشروى آنها در راه خدا است، همواره در وجودشان حكمفرما است.
چرا كه غلبه خوف بر اميد، انسان را به يأس و سستى مىكشاند.
و غلبه رجاء و طمع، انسان را به غرور و غفلت وا مىدارد، و اين هر دو دشمن حركت تكاملى انسان در سير او به سوى خدا است.
آخرين و هشتمين ويژگى آنها اين است كه: «از آنچه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند» «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ».
نه تنها از اموال خويش، به نيازمندان مىبخشند كه از علم و دانش، نيرو و قدرت، رأى صائب و تجربه و اندوختههاى فكرى خود، از نيازمندان مضايقه ندارند.
كانونى از خير و بركتند، و چشمه جوشانى از آب زلال نيكيها كه تشنه كامان را سيراب و محتاجان را به اندازه توانائى خويش بىنياز مىسازند.
آرى، اوصاف آنها مجموعهاى است از: عقيده محكم، ايمان قوى، عشق سوزان به اللَّه، عبادت و اطاعت، كوشش و حركت، و كمك در تمام ابعاد به بندگان خدا.
***
و در آيه بعد به پاداش عظيم و مهم مؤمنان راستين كه داراى نشانههاى مذكور در دو آيه قبل هستند، پرداخته، با تعبير جالبى كه حكايت از اهميت