تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
مىدارند، و حكم خود را قبل از حكم الهى قرار مىدهند، و بر طبق هواى نفس خويش و بر ضد كتاب اللَّه عمل مىنمايند». «١»
در اين كه: منظور از «امر» در اينجا امر تشريعى (دستورات الهى در شرع) است، يا امر تكوينى (نفوذ فرمان الهى در عالم آفرينش) مىباشد، ظاهر آيه، همان معنى اول است، و تعبيرات روايات و مفسران نيز، همين معنى را تداعى مىكند.
ولى بعضى از مفسران بزرگ، آن را به معنى «امر تكوينى» دانستهاند.
توضيح اين كه: هدايت در آيات و روايات، به دو معنى آمده است: ارائه طريق (نشان دادن راه) و ايصال به مطلوب (رساندن به مقصد).
هدايت پيشوايان الهى نيز از هر دو طريق، صورت مىگيرد: گاه، تنها به امر و نهى قناعت مىكنند، ولى گاه، با نفوذ باطنى در دلهاى لايق و آماده، آنها را به هدفهاى تربيتى و مقامات معنوى مىرسانند.
كلمه «امر» در بعضى از آيات قرآن، به معنى «امر تكوينى» به كار رفته است مانند: إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ: «هنگامى كه چيزى را اراده كند، فرمان او تنها اين است كه: مىگويد: موجود باش! آن هم موجود مىشود». «٢»
جمله «يَهْدُونَ بِأَمْرِنا» در آيه مورد بحث، نيز اشاره به همين معنى است، يعنى آنها پيشوايانى بودند كه به قدرت پروردگار در نفوس آماده نفوذ مىكردند، و آنها را به هدفهاى عالى تربيتى، و انسانى سوق مىدادند. «٣»
اين معنى فى حدّ ذاته، معنى قابل ملاحظهاى است و يكى از شئون امامت و