تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
افتادند. «١»
بعضى نيز، آن را اشاره به عهدى مىدانند كه: در «جنگ بدر» و يا در «عقبه» قبل از هجرت پيامبر، با آن حضرت بستند. «٢»
ولى به نظر مىرسد: آيه فوق مفهوم وسيع و گستردهاى دارد كه هم اين عهد و پيمانها و هم ساير عهد و پيمانهاى آنها را شامل مىشود.
اصولًا- هر كسى ايمان مىآورد، و با پيامبر صلى الله عليه و آله بيعت مىكند، اين عهد را با او بسته، كه از اسلام و قرآن تا سر حد جان دفاع كند.
تكيه بر عهد و پيمان در اينجا به خاطر اين است كه: حتى عرب جاهلى به مسأله عهد و پيمان احترام مىگذاشت، چگونه ممكن است كسى بعد از ادعاى اسلام، پيمان خود را زير پا بگذارد؟
***
بعد از آن كه، خداوند نيت منافقان را افشاء كرد كه: منظورشان حفظ خانههايشان نيست، بلكه فرار از صحنه جنگ است، با دو دليل به آنها پاسخ مىگويد:
نخست، به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «بگو اگر از مرگ يا كشته شدن فرار كنيد، اين فرار سودى به حال شما نخواهد داشت، و بيش از چند روزى از زندگى دنيا بهره نخواهيد گرفت» «قُلْ لَنْيَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَ إِذاً لاتُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا».
گيرم، موفق به فرار شديد، از دو حال خارج نيست:
يا اجلتان سر آمده و مرگ حتمى شما فرا رسيده است،- هر جا باشيد مرگ