تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨
٧٢ إِنَّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
٧٣ لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
ترجمه:
٧٢- ما امانت (تعهد، تكليف و ولايت الهى) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسيدند؛ اما انسان آن را بر دوش كشيد، او بسيار ظالم و جاهل بود، (چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت).
٧٣- هدف اين بود كه: خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را (از مؤمنان جدا سازد و آنان را) عذاب كند، و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان با ايمان بفرستد؛ خداوند همواره آمرزنده و مهربان است!
تفسير:
حمل امانت الهى بزرگترين افتخار بشر
اين دو آيه كه آخرين آيات سوره «احزاب» است، مسائل مهمى را كه در اين سوره، در زمينه ايمان، عمل صالح، جهاد، ايثار، عفت، ادب، و اخلاق آمده است تكميل مىكند، و نشان مىدهد: انسان چگونه داراى موقعيت بسيار ممتازى است كه، مىتواند: حامل رسالت عظيم الهى باشد، و اگر به ارزشهاى وجودى خود، جاهل گردد، چگونه بر خويشتن ظلم و ستم كرده و به اسفل