تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٦
وجود دارد:
نخست، اين كه «لام عاقبت» باشد كه براى بيان سرانجام چيزى ذكر مىشود بنابراين، مفهوم آيه چنين است: «سرانجامِ حمل اين امانت اين شد كه: گروهى راه نفاق بپويند، و گروهى راه شرك، كه به خاطر خيانت در اين امانت الهى، به عذاب او گرفتار شوند، و گروهى اهل ايمان كه به خاطر اداى اين امانت، و قيام به وظيفه خود در برابر آن، مشمول رحمتش گردند».
ديگر اين كه «لام علت» است، و جملهاى در تقدير مىباشد، بنابراين، تفسير آيه چنين است: «هدف از عرض امانت اين بوده كه همه انسانها در بوته آزمايش قرار گيرند، و هر كس باطن خود را ظاهر كند و بر طبق استحقاق خود كيفر و پاداش بيند».
***
نكتهها:
١- مقدم داشتن اهل نفاق، بر مشركان، به خاطر آن است كه منافق وانمود مىكند: «امانتدار» است در حالى كه خائن است، ولى «مشرك»، خيانتش برملا است، لذا منافق استحقاق بيشترى براى عذاب دارد.
***
٢- مقدم داشتن اين دو گروه بر مؤمنان، ممكن است به خاطر اين باشد كه آخر آيه گذشته، با «ظلوم» و «جهول» پايان يافت، و ظلوم و جهول متناسب با منافق و مشرك است، منافق، «ظالم» است و مشرك «جهول».
***
٣- كلمه «اللَّه» يك بار در مورد عذاب منافقان و مشركان آمده، يك بار درباره پاداش مؤمنان، اين به خاطر آنست كه: دو گروه اول يك سرنوشت دارند