تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨
كه از نهان و آشكار با خبر است و شكست ناپذير و مهربان است» «ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ».
بديهى است، كسى كه مىخواهد تدبير امور آسمان و زمين كند، و حاكم بر آنها، و عهدهدار مقام ولايت و شفاعت و خلاقيت باشد، بايد از همه چيز، از پنهان و آشكار، آگاه باشد كه بدون آگاهى و علم گسترده، هيچ يك از اين امور امكان پذير نيست.
چنين كسى، بايد «عزيز»، (قدرتمند و شكست ناپذير) باشد، تا بتواند اين كارهاى مهم را انجام دهد.
ولى، عزت و قدرتى نه توأم با خشونت، بلكه توأم با رحيميت و لطف!
***
آيه بعد، اشارهاى به نظام احسن آفرينش به طور عموم، و سرآغازى براى بيان خلقت انسان، و مراحل تكامل او به طور خصوص است، مىفرمايد: «او همان كسى است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد» «الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ».
و به هر چيز آنچه نياز داشت داد، و به تعبير ديگر، بناى كاخ عظيم خلقت را بر «نظام احسن» نهاد، يعنى بر چنان نظمى استوار كرد كه از آن كاملتر تصور نمىشد.
در ميان همه موجودات پيوند و هماهنگى آفريد، و به هر كدام آنچه را با زبان حال مىخواستند عطا فرمود.
اگر به وجود يك انسان نگاه كنيم، و هر يك از دستگاههاى بدن او را در نظر بگيريم، مىبينيم از نظر ساختمان، حجم، وضع سلولها، طرز كار آنها، درست آن گونه آفريده شده است كه بتواند وظيفه خود را به نحو احسن انجام دهد، و در عين حال، آن چنان ارتباط ميان اعضاء قرار داده كه همه بدون استثناء روى