تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨
حتى پيامبران مرسل، و فرشتگان مقرب، نيز از آن بىخبرند.
و به دنبال آن مىافزايد: «تو چه مىدانى؟ شايد قيام قيامت نزديك باشد» «وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيباً».
بنابراين، هميشه براى استقبال از قيام قيامت، بايد آماده بود، و اصولًا فلسفه مخفى بودنش، همين است كه هيچ كس خويش را در امان نبيند، و قيامت را دور نپندارد، و خود را از عذاب و مجازات الهى بر كنار نداند.
***
آن گاه به تهديد كافران و گوشهاى از مجازات دردناك آنها پرداخته، مىفرمايد: «خداوند كافران را از رحمت خود دور ساخته و براى آنان آتش سوزانندهاى فراهم كرده است» «إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرِينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً».
***
«آنها جاودانه در اين آتش سوزان خواهند ماند، و سرپرست و ياورى نخواهند يافت» «خالِدِينَ فِيها أَبَداً لايَجِدُونَ وَلِيّاً وَ لا نَصِيراً».
تفاوت ميان «ولىّ» و «نصير» در اينجاست كه: «ولىّ» انجام تمام كار را بر عهده مىگيرد، ولى «نصير» كسى است كه انسان را كمك مىدهد، تا به مقصود خود برسد، اما اين كافران در قيامت نه وليّى دارند، و نه نصيرى.
***
سپس، قسمت ديگرى از عذاب دردناك آنها را در قيامت بيان كرده، مىفرمايد: «روزى را به خاطر بياور كه صورتهاى آنها در آتش دوزخ دگرگون مىشود» «يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ».
اين دگرگونى، يا از نظر رنگ چهرهها است كه: گاه، سرخ و كبود مىشود، و گاه، زرد و پژمرده، و يا از نظر قرار گرفتن بر شعلههاى آتش است كه: گاه، اين