تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢
بگوئيد، نه همچون زنان كم شخصيت كه سعى دارند، با تعبيرات تحريك كننده، كه گاه توأم با ادا و اطوار مخصوصى است كه افراد شهوت ران را به فكر گناه مىافكند سخن بگوئيد.
تعبير به «الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ» (كسى كه در دل او بيمارى است) تعبير بسيار گويا و رسائى است از اين حقيقت كه، غريزه جنسى در حد تعادل و مشروع عين سلامت است، اما هنگامى كه از اين حد بگذرد، نوعى بيمارى خواهد بود تا آنجا كه گاه، به سر حد جنون مىرسد كه از آن تعبير به «جنون جنسى» مىكنند، و امروز دانشمندان، انواع و اقسامى از اين بيمارى روانى را كه بر اثر طغيان اين غريزه، و تن در دادن به انواع آلودگيهاى جنسى، و محيطهاى كثيف به وجود مىآيد، در كتب خود شرح دادهاند.
در پايان آيه، دومين دستور را اين گونه شرح مىدهد: «شما بايد به صورت شايستهاى كه مورد رضاى خدا و پيامبر و توأم با حق و عدالت باشد، سخن بگوئيد» «وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً».
در حقيقت جمله «لاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ» اشاره به كيفيت سخن گفتن دارد، و جمله «قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً» اشاره به محتواى سخن.
البته «قول معروف» (گفتار نيك و شايسته)، معنى وسيعى دارد كه علاوه بر آنچه گفته شد، هرگونه گفتار باطل، و بيهوده، و گناهآلود، و مخالف حق را نفى مىكند.
ضمناً، جمله اخير مىتواند، توضيحى براى جمله نخست باشد، مبادا كسى تصور كند كه: بايد برخورد زنان پيامبر صلى الله عليه و آله با مردان بيگانه موذيانه يا دور از ادب باشد، بلكه، بايد برخورد شايسته و مؤدبانه، و در عين حال، بدون هيچگونه جنبههاى تحريك آميز باشند.