تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١
فَعَلَّمَنِيهِ وَ دَعَا لِي بِأَنْ يَعِيَهُ صَدْرِي وَ تَضْطَمَّ عَلَيْهِ جَوَانِحِي:
«اى برادر كلبى! اين علم غيب نيست، اين فرا گرفتهاى است از عالمى (يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله)، علم غيب تنها علم قيامت است، و آنچه خداوند سبحان در اين آيه بر شمرده ... و بعد از ذكر آيه شريفه فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است، پسر است يا دختر؟ زشت است يا زيبا؟ سخاوتمند است يا بخيل؟ سعادتمند است يا شقى؟ چه كسى آتشگيره دوزخ است، و چه كسى در بهشت، دوست پيامبران؟ ... اينها علوم غيبيهاى است، كه غير از خدا كسى نمىداند، و غير از آن علومى است كه خداوند به پيامبرش تعليم كرده، و او به من آموخته است، و برايم دعا نموده كه خدا آن را در سينهام جاى دهد، و اعضاى پيكرم را از آن مالامال سازد». «١»
از اين روايت، به خوبى بر مىآيد، كه: منظور از عدم آگاهى مردم از اين امور پنج گانه، تمام خصوصيات آنها است، فى المثل، اگر روزى وسائلى در اختيار بشر قرار گيرد- كه هنوز آن روز فرا نرسيده است- و از پسر يا دختر بودن جنين به طور قطع آگاه شوند، باز اين امر مسألهاى ايجاد نمىكند، چرا كه آگاهى از جنين به آن است كه تمام خصوصيات جسمانى، زشتى و زيبائى، سلامت و بيمارى، استعدادهاى درونى، ذوق علمى و فلسفى و ادبى، و ساير صفات و كيفيات روحى را بدانيم، و اين امر براى غير خدا امكان پذير نيست!
همچنين اين كه: باران در چه موقع نازل مىشود؟ و كدام منطقه را زير پوشش قرار مىدهد؟ و دقيقاً چه مقدار در دريا و چه مقدار در صحرا و دره و كوه و بيابان مىبارد؟ جز خدا كسى نمىداند!
در مورد حوادث فردا، و فرداها، و خصوصيات و جزئيات آنها، نيز همين