تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠
ايمان و اسلام سازگار نيست، در حالى كه بروز اين قبيل افكار، در حد يك وسوسه، آن هم در شرائط بسيار سخت و بحرانى، براى افراد ضعيف الايمان، و تازه مسلمان، يك امر طبيعى است!. «١»
** ***
اينجا بود كه كوره امتحان الهى سخت داغ شد، چنان كه در آيه بعد مىگويد:
«در آنجا مؤمنان آزمايش شدند و تكان سختى خوردند» «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً».
طبيعى است، هنگامى كه: انسان گرفتار طوفانهاى فكرى مىشود، جسم او نيز از اين طوفان بر كنار نمىماند، و در اضطراب و تزلزل فرو مىرود، بسيار ديدهايم افرادى كه ناراحتى فكرى دارند، در همان جاى خود كه نشستهاند مرتباً تكان مىخورند، دست بر دست مىمالند، و اضطراب خود را در حركات خود كاملًا مشخص مىنمايند.
يكى از شواهد اين وحشت شديد، اين بود كه نقل كردهاند: پنج قهرمان معروف عرب، كه «عمرو بن عبدود» سرآمد آنها بود، لباس جنگ پوشيده و با غرور خاصى به ميدان آمدند و «هَلْ مِنْ مُبارِز» گفتند، مخصوصاً «عمرو بن عبدود» رجز مىخواند و بهشت و آخرت را به مسخره گرفته بود، و مىگفت:
«مگر نمىگوئيد مقتولين شما در بهشت خواهند بود؟ آيا كسى از شما شوق ديدار بهشت در سر ندارد؟!
ولى در برابر نعرههاى او سكوت بر لشكر حكمفرما بود، و كسى جرأت مقابله را نداشت، جز على بن ابيطالب عليه السلام كه به مقابله برخاست، و پيروزى