تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣
«امر» به همين معنى است (دقت كنيد).
٢- كلمه «تدبير» نيز در مورد خلقت، آفرينش و سامان بخشيدن به وضع جهان هستى به كار مىرود، نه به معنى نازل گردانيدن مذهب، لذا مىبينيم در آيات ديگر قرآن (آيات يكديگر را تفسير مىكنند) در مورد دين و مذهب هرگز كلمه «تدبير» به كار نرفته، بلكه كلمه «تشريع» يا «تنزيل» يا «انزال» به كار رفته است، مانند:
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً: «سرآغاز شريعت از چيزى بود كه به نوح توصيه كرد». «١»
وَ مَنْ لَمْيَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ: «كسى كه به آنچه خدا نازل كرده حكم نكند كافر است». «٢»
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ: «قرآن را به حق بر تو نازل كرد، كه تصديق كننده كتب آسمانى قبل است». «٣»
٣- آيات قبل و بعدِ «آيه مورد بحث» مربوط به خلقت و آفرينش جهان است، نه مربوط به تشريع اديان، زيرا در آيه «قبل» گفتگو از آفرينش آسمان و زمين در شش روز (و به عبارت ديگر شش دوران) بود، و در آيات «بعد» سخن از آفرينش انسان است.
ناگفته پيدا است: تناسب آيات، ايجاب مىكند، اين آيه هم كه در وسط آيات «خلقت» واقع شده مربوط به مسأله خلقت و تدبير امر آفرينش باشد.
لذا اگر كتب تفسير را كه صدها سال قبل نوشته شده، مطالعه كنيم مىبينيم با اين كه: در تفسير اين آيه، احتمالات گوناگونى دادهاند، هيچ كس احتمال نداده كه