تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣
حكومت اسلامى) محفوظ خواهد بود، و ازدواج مسلمانان با او جايز، و مىتواند از مسلمين ارث ببرد، و گروهى از مردم مشمول همين ظاهر اسلامند، اما «ايمان» نور هدايت و حقيقتى است كه در دل، از وصف اسلام جاى مىگيرد، و اعمالى است كه به دنبال آن مىآيد». «١»
«قانِت» از ماده «قنوت» چنان كه قبلًا هم گفتهايم، به معنى اطاعت توأم با خضوع است، اطاعتى كه از ايمان و اعتقاد سر زند، و اين اشاره به جنبههاى عملى و آثار ايمان مىباشد.
سپس، به يكى ديگر از مهمترين صفات مؤمنان راستين، يعنى حفظ زبان پرداخته مىگويد: «و مردان راستگو و زنان راستگو» «وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ».
از روايات اسلامى استفاده مىشود كه: استقامت و درستى ايمان انسان، به استقامت و درستى زبان او است: لايَسْتَقِيْمُ ايْمانُ امْرِءٍ حَتّى يَسْتَقِيْمَ قَلْبُهُ، وَ لايَسْتَقِيْمُ قَلْبُهُ حَتّى يَسْتَقِيْمَ لِسانُهُ: «ايمان انسان به درستى نمىگرايد تا قلبش درست شود، و قلبش درست نمىشود تا زبانش درست شود»!. «٢»
و از آنجا كه ريشه ايمان، صبر و شكيبائى در مقابل مشكلات است، و نقش آن در معنويات انسان، همچون نقش «سر» است در برابر «تن»، پنجمين وصف آنها را اين گونه بازگو مىكند: «و مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا» «وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ».
از طرفى مىدانيم، يكى از بدترين آفات اخلاقى، كبر و غرور و حبّ جاه است، و نقطه مقابل آن «خشوع»، لذا در ششمين توصيف مىفرمايد: «و مردان با خشوع و زنان با خشوع» «وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ».