تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩
را كرده بود، نه جمالش امر مخفى بود و نه ازدواج با او قبل از اين ماجرا، مشكلى داشت، بلكه با توجه به اين كه «زينب» هيچگونه تمايلى براى ازدواج با «زيد» نشان نمىداد، بلكه مخالفت خود را صريحاً بيان كرد، و كاملًا ترجيح مىداد همسر پيامبر صلى الله عليه و آله شود، به طورى كه وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله به خواستگارى او براى «زيد» رفت خوشحال شد؛ زيرا تصور مىكرد پيامبر صلى الله عليه و آله او را براى خود خواستگارى مىكند، اما بعداً با نزول آيه قرآن و امر به تسليم در برابر فرمان خدا و پيامبر، تن به ازدواج با «زيد» داد.
با اين مقدمات، چه جاى اين توهم كه او از چگونگى و جمال و كمال «زينب» با خبر نباشد؟ و چه جاى اين توهم كه تمايل ازدواج با او را داشته باشد، و نتواند اقدام كند؟
ديگر اين كه: هنگامى كه «زيد» براى طلاق دادن همسرش «زينب» به پيامبر صلى الله عليه و آله مراجعه مىنمايد، حضرت بارها او را نصيحت مىكند و مانع اين طلاق مىشود، اين خود شاهد ديگرى بر نفى آن افسانهها است.
از سوى ديگر، قرآن با صراحت هدف اين ازدواج را بيان كرده تا جائى براى گفتگوهاى ديگر نباشد.
از سوى چهارم، در آيات فوق خوانديم كه: خدا به پيامبر مىگويد: در ماجراى ازدواج با همسر مطلقه «زيد» جريانى وجود دارد كه از مردم مىترسى در حالى كه بايد از خدا بترسى.
مسأله ترس از خدا نشان مىدهد كه: اين ازدواج به عنوان يك وظيفه انجام شده كه بايد به خاطر پروردگار، ملاحظات شخصى را كنار بگذارد، تا يك هدف مقدس الهى تأمين شود، هر چند به قيمت زخم زبان كوردلان، و افسانهبافىهاى منافقان در زمينه متهم ساختن پيامبر صلى الله عليه و آله تمام گردد، و اين بهاى سنگينى بود كه