تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩
توجه به پروردگار، و تنزيه و تقديس مداوم او از هر عيب و نقص، حاصل نمىگردد، و مىدانيم، ياد خدا براى روح و جان انسان، همچون غذا و آب است براى تن، در آيه ٢٨ سوره «رعد» آمده است: أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: «آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرامش مىيابد»!.
آرامش و اطمينان دل نيز، نتيجهاش همان است كه در آيات ٢٧- ٣٠ سوره «فجر» آمده است: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً* فَادْخُلِي فِي عِبادِي* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي:
«اى نفس مطمئن و آرام!* به سوى پروردگارت باز گرد، در حالى كه هم تو از او خشنود هستى و هم او از تو خشنود است،* سپس در زمره بندگانم در آى،* و در بهشتم وارد شو»!
***
آيه بعد، در حقيقت نتيجه و علت غائى ذكر و تسبيح مداوم است، مىفرمايد: «او كسى است كه بر شما درود و رحمت مىفرستد، و فرشتگان او نيز براى شما تقاضاى رحمت مىكنند تا شما را از ظلمات جهل و شرك و كفر، بيرون آورد و به سوى نور ايمان و علم و تقوا رهنمون شود» «هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ».
«چرا كه او نسبت به مؤمنان رحيم و مهربان است» «وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً».
و به همين دليل، هدايت و رهبرى آنها را بر عهده گرفته، و فرشتگانش را نيز مأمور امداد آنها نموده است
«يُصَلِّى» از ماده «صَلاة» در اينجا به معنى توجه و عنايت مخصوص است، اين عنايت در مورد خداوند، همان نزول رحمت است، و در مورد فرشتگان