تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٩
سمت صورت آنها بر آتش قرار مىگيرد، و گاه، سمت ديگر (نعوذ باللَّه).
اينجاست كه فريادهاى حسرتبارشان بلند مىشود و «مىگويند: اى كاش! ما خدا و پيامبرش را اطاعت كرده بوديم» «يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولَا».
كه اگر اطاعت مىكرديم، چنين سرنوشت دردناكى در انتظار ما نبود.
***
«و مىگويند پروردگارا! ما رؤسا و بزرگترهاى خود را اطاعت كرديم و آنها ما را گمراه ساختند» «وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا». «١»
«ساده» جمع «سيّد» به معنى مالك بزرگى است كه تدبير شهرهاى مهم و يا كشورى را بر عهده دارد، و «كبراء» جمع «كبير» به معنى افراد بزرگ است، خواه از نظر سن، يا علم، يا موقعيت اجتماعى، و يا مانند آن.
به اين ترتيب، «ساده» اشاره به رؤساى بزرگ محيط است و «كبراء» كسانى هستند كه زير نظر آنها به اداره امور مىپردازند، و معاون و مشاور آنها محسوب مىشوند، در حقيقت، اطاعتِ ساده را به جاى اطاعت خدا قرار داديم، و اطاعت كبراء را به جاى اطاعت پيامبران، و لذا گرفتار انواع انحرافات و انواع بدبختىها شديم.
بديهى است معيار «سيادت» و «بزرگى» در ميان آنها، همان معيارهاى زور و قلدرى، مال، ثروت نامشروع، مكر و فريب بود، و انتخاب اين دو تعبير در اينجا شايد براى اينست كه: تا حدى عذر خود را موجّه جلوه دهند و بگويند: ما تحت تأثير عظمت ظاهرى آنها قرار گرفته بوديم.