تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٨
مىسازد مىگويد: «آيا كسى كه مؤمن است همانند كسى است كه فاسق است؟! نه هرگز اين دو برابر نيستند» «أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لايَسْتَوُونَ».
اين جمله، به صورت استفهام انكارى مطرح شده، استفهامى كه پاسخ آن از عقل و فطرت هر انسانى مىجوشد كه اين دو هرگز برابر نيستند، در عين حال براى تأكيد، با ذكر جمله «لايَسْتَوُونَ» اين نابرابرى را مشخصتر مىكند.
در اين آيه، «فاسق» در مقابل «مؤمن» قرار گرفته، و اين دليل بر آن است كه «فسق»، مفهوم گستردهاى دارد كه هم «كفر» را شامل مىشود، و هم گناهان ديگر را، چرا كه اين كلمه در اصل، از جمله «فَسَقَتِ الثَّمَرَةُ» (يعنى ميوه از پوستش خارج شد و يا در موردى كه هسته خرما از گوشت آن جدا مىشود و به بيرون مىافتد) گرفته شده، سپس، به خارج شدن از اطاعت فرمان خدا و عقل، اطلاق گرديده است، و مىدانيم: هر كس كفر مىورزد، و يا مرتكب گناهانى مىشود، از فرمان پروردگار و خرد، خارج شده است.
اين نكته نيز قابل توجه است: ميوه مادامى كه در پوست خود قرار دارد، سالم است، همين كه از پوست خارج شد، فاسد مىشود، و بنابراين فاسق شدنش، همان و فاسد شدنش همان!
جمعى از مفسران بزرگ، در ذيل اين آيه، نقل كردهاند: روزى «وليد بن عقبه» «١»
به «على» عليه السلام عرض كرد: أَنَا أَبْسَطُ مِنْكَ لِساناً وَ أَحَدُّ مِنْكَ سِناناً: «من از تو زبانى گستردهتر و فصيحتر و نيزهاى تيزتر دارم»! (اشاره به اين كه به پندار خودش هم در سخنورى و هم در جنگ جوئى پيشتازتر است).
على عليه السلام در پاسخ او فرمود: لَيْسَ كَما تَقُولُ يا فاسِقُ!: «اين چنين نيست كه تو مىگوئى اى فاسق»! (اشاره به اين كه تو همان كسى هستى كه در داستان جمع