تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧
مالك خود حفظ مىكردند، رابطهاى كه از نظر حقوقى در پارهاى از جهات، جانشين خويشاوندى مىشد و از آن، تعبير به «ولاء عتق» مىنمودند.
لذا، در روايات اسلامى مىخوانيم: «زيد بن حارثه» بعد از آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را آزاد كرد، به عنوان «زيد بن محمّد» خوانده مىشد، تا اين كه قرآن نازل شد، و دستور فوق را آورد، از آن به بعد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: تو «زيد بن حارثه» اى، و مردم او را «مولى رسول اللَّه» صلى الله عليه و آله مىخواندند. «١»
و نيز گفتهاند: «ابو حذيفه» غلامى به نام «سالم» داشت، او را آزاد كرد، و فرزند خود ناميد، هنگامى كه آيه فوق نازل شد، او را به نام «سالم» مولى «ابى حذيفه» ناميدند. «٢»
ولى، از آنجا كه گاه، انسان بر اثر عادت گذشته، يا سبق لسان، و يا اشتباه در تشخيص نسب افراد، ممكن است كسى را به غير پدرش نسبت دهد و اين از حوزه اختيار انسان بيرون است، خداوند عادل و حكيم، چنين كسى را مجازات نخواهد كرد، لذا در ذيل آيه مىافزايد: «هر گاه خطائى در اين مورد مرتكب شويد گناهى بر شما نيست» «وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ».
«ولى آنچه را از روى عمد و اختيار مىگوئيد، مورد مجازات قرار خواهد گرفت» «وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ». «٣»
«و هميشه خداوند، غفور و رحيم است» «وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً».
گذشتهها را بر شما مىبخشد، سهو و نسيان و اشتباه و خطا را مورد عفو قرار مىدهد، اما هر گاه، بعد از نزول اين حكم، از روى عمد و اختيار مخالفت كنيد و