تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠
شاهِدُكُمْ غائِبَكُمْ لا نَبِىَّ بَعْدِى وَ لا أُمَّةَ بَعْدَكُمْ: «حاضران به غائبان اين سخن را برسانند كه بعد از من پيامبرى نيست، و بعد از شما امتى نخواهد بود».
سپس دستهاى خود را به سوى آسمان بلند كرد آن چنان كه سفيدى زير بغلش نمايان گشت و عرضه داشت: اللَّهُمَّ اشهَدْ أَنِّى قَدْ بَلَّغْتُ: «خدايا گواه باش! كه من آنچه را بايد بگويم گفتم». «١»
٦- در حديث ديگرى كه در كتاب «كافى» از امام صادق عليه السلام آمده، چنين مىخوانيم: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ خَتَمَ بِنَبِيِّكُمُ النَّبِيِّينَ فَلَا نَبِيَّ بَعْدَهُ أَبَداً وَ خَتَمَ بِكِتَابِكُمُ الْكُتُبَ فَلا كِتَابَ بَعْدَهُ أَبَداً:
«خداوند با پيامبر شما سلسله انبياء را ختم كرد، بنابراين، هرگز بعد از او پيامبرى نخواهد آمد، و با كتاب آسمانى شما كتب آسمانى را پايان داد پس كتابى هرگز بعد از آن نازل نخواهد گشت». «٢»
حديث در اين زمينه در منابع اسلامى بسيار زياد است، به طورى كه در كتاب «معالم النبوة» ١٣٥ حديث از كتب علماء اسلام از شخص پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشوايان بزرگ اسلام در اين زمينه جمع آورى شده است. «٣»
***
٣- پاسخ به چند سؤال
١- خاتميت چگونه با سير تكاملى انسان سازگار است؟
نخستين سؤالى كه در اين بحث مطرح مىشود اين است كه: مگر جامعه انسانيت ممكن است متوقف شود؟ مگر سير تكاملى بشر حد و مرزى دارد؟
مگر با چشم خود نمىبينيم كه انسانهاى امروز در مرحلهاى بالاتر از علم و