تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
تازه آفتاب غروب كرده بود كه قلعههاى محكم «بنى قريظه» را در حلقه محاصره خود در آوردند.
بيست و پنج روز، اين محاصره به طول انجاميد و بعداً چنان كه در نكتهها خواهد آمد، همگى تسليم شدند، گروهى به قتل رسيدند، و پيروزى بزرگ ديگرى بر پيروزى مسلمانان افزوده شده و سرزمين «مدينه» براى هميشه از لوث وجود اين اقوام منافق و دشمنان سرسخت لجوج، پاك گرديد.
آيات مورد بحث، اشاره فشرده و دقيقى به اين ماجرا است و همان گونه كه گفتيم، اين آيات، بعد از حصول پيروزى نازل شد، و خاطره اين ماجرا را به صورت يك نعمت و موهبت بزرگ الهى شرح داد.
نخست مىفرمايد: «خداوند گروهى از اهل كتاب را كه از مشركان عرب حمايت كردند، از قلعههاى محكمشان پائين كشيد» «وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ».
«صَياصِى» جمع «صيصيه» به معنى قلعههاى محكم است، سپس به هر وسيله دفاعى نيز اطلاق شده است، مانند شاخ گاو و شاخكى كه در پاى خروس است.
از اينجا روشن مىشود كه: يهود قلعههاى خود را در كنار «مدينه» در نقطه مرتفعى ساخته بودند، و بر فراز برجهاى آنها به دفاع از خويشتن مشغول مىشدند. (تعبير به «أَنْزَلَ» (پائين آورد) نيز ناظر به همين معنى است).
آن گاه مىافزايد: «خداوند در دلهاى آنها ترس و رعب افكند» «وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ».
و سرانجام كارشان به جائى رسيد كه: «گروهى را به قتل مىرسانديد و گروهى را اسير مىكرديد» «فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً».