تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١
درايت، اخلاص و توجه به خدا، تسلط او بر حوادث، و زانو نزدن در برابر سختيها و مشكلات، هر كدام مىتواند الگو و سرمشقى براى همه مسلمين باشد.
اين ناخداى بزرگ، به هنگامى كه سفينهاش گرفتار سختترين طوفانها مىشود، كمترين ضعف و سستى و دستپاچگى به خود راه نمىدهد، او، هم ناخدا است، هم لنگر مطمئن اين كشتى، هم چراغ هدايت است، و هم مايه آرامش و راحت روح و جان سرنشينان.
همراه ديگر مؤمنان، كلنگ به دست مىگيرد، «خندق» مىكند، با بيل جمع آورى كرده، و با ظرف از خندق بيرون مىبرد، براى حفظ روحيه و خونسردى يارانش با آنها مزاح مىكند، و براى گرم كردن دل و جان، آنها را به خواندن اشعار حماسى تشويق مىنمايد، مرتباً آنان را به ياد خدا مىاندازد و به آينده درخشان و فتوحات بزرگ، نويد مىدهد.
از توطئه منافقان بر حذر مىدارد و هوشيارى لازم را به آنها مىدهد.
از آرايش جنگى صحيح، و انتخاب بهترين روشهاى نظامى لحظهاى غافل نمىماند، و در عين حال از راههاى مختلف براى ايجاد شكاف در ميان صفوف دشمن از پاى نمىنشيند.
آرى، او بهترين مقتدا و اسوه مؤمنان در اين ميدان و در همه ميدانها است.
«أُسْوَة» (بر وزن عروه) در اصل، به معنى آن حالتى است كه انسان به هنگام پيروى از ديگرى به خود مىگيرد، و به تعبيرى ديگر، همان تأسّى كردن و اقتدا نمودن است.
بنابراين، معنى مصدرى دارد، نه معنى وصفى، و جمله «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» مفهومش اين است كه براى شما در پيامبر صلى الله عليه و آله تأسّى و