تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦
***
نكتهها:
١- استقلال روح و اصالت آن
دومين آيه از آيات فوق كه دلالت بر قبض ارواح به وسيله فرشته مرگ دارد از دلائل استقلال روح آدمى است.
زيرا تعبير به «توفّى» كه همان دريافت داشتن و قبض كردن است، نشان مىدهد: روح، پس از جدائى از بدن باقى مىماند، و نابود نمىشود، و اصولًا تعبير از انسان در آيات ديگر به «روح» يا «نفس» گواه ديگرى بر اين معنى است زيرا طبق عقيده ماديين، روح چيزى جز خواص «فيزيكوشيميائى» سلولهاى مغزى نيست كه با فناى بدن نابود مىشود، درست مانند از بين رفتن حركات عقربه ساعت بعد از نابودى آن.
طبق اين عقيده، روح چيزى نيست كه حافظ شخصيت انسان باشد، بلكه جزئى از خواص جسم او است كه با متلاشى شدن جسم، از بين مىرود.
دلائل فلسفى متعددى بر اصالت و استقلال روح در دست داريم كه ما گوشهاى از آن را ذيل آيه ٨٥ سوره «اسراء» «١»
آورديم، و منظور در اينجا، بيان دليل نقلى بر اين موضوع بود كه آيه فوق، از آن آيات دال بر اين معنى محسوب مىشود.
***
٢- فرشته مرگ (ملك الموت)
از آيات مختلف قرآن مجيد استفاده مىشود: خداوند امور اين جهان را به وسيله گروهى از فرشتگان تدبير مىكند، چنان كه در آيه ٥ سوره «نازعات»