تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٧
شكستن اين سنت، براى جمع زيادى قابل هضم و تحمل نباشد و به همين جهت در ايمان خود نسبت به مبانى اسلام متزلزل گردند، چنين خشيتى در حقيقت به «خشيت از خدا» باز مىگردد.
ديگر اين كه: پيامبران در تبليغ رسالت الهى، هرگز گرفتار ترس و وحشت از كسى نمىشوند، اما در مسائل زندگى شخصى و خصوصى، مانعى ندارد كه از يك موضوع خطرناك مانند زخم زبانهاى مردم، بيم داشته باشند، و يا همچون موسى عليه السلام به هنگامى كه عصا را افكند و اژدها شد، مطابق طبع بشرى بترسند، اين گونه ترس و وحشت، اگر افراطى نباشد، عيب و نقص نيست، و حتى شجاعترين افراد در زندگى خود، گاه با آن روبرو مىشوند، عيب و نقص آن است كه در زندگى اجتماعى در انجام وظيفه الهى، بترسد.
***
٤- آيا پيامبران تقيه مىكنند؟
جمعى از آيه فوق، استفاده كردهاند كه: براى انبياء هرگز تقيه كردن در ابلاغ رسالت جائز نيست؛ زيرا قرآن مىگويد: «وَ لايَخْشَوْنَ أَحَداً الَّا اللَّه».
ولى، بايد توجه داشت: «تقيه» انواعى دارد، تنها يك نوع از آن «تقيه خوفى» است كه طبق آيه فوق، در مورد دعوت انبياء و ابلاغ رسالت، منتفى است.
ولى تقيه، اقسام ديگرى نيز دارد، از جمله «تقيه تحبيبى» و «پوششى» است.
منظور از «تقيه تحبيبى»، آن است كه گاه، انسان براى جلب محبت طرف مقابل، عقيده خود را مكتوم مىدارد، تا بتواند نظر او را براى همكارى در اهداف مشترك جلب كند.