تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢
اسرار آميزترين موجودات است.
***
آيه بعد، اشاره است به مراحل پيچيده تكامل انسان در عالم رحم، و همچنين مراحلى كه آدم به هنگام آفرينش از خاك طى نمود، مىفرمايد: «سپس اندام انسان را موزون ساخت» «ثُمَّ سَوَّاهُ».
«و از روح خويش در او دميد»! «وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ».
«و براى شما گوش و چشمان و دلها قرار داد» «وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الأَبْصارَ وَ الأَفْئِدَةَ».
«اما كمتر شكر نعمتهاى او را به جا مىآوريد» «قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ».
«سَوّاه» از ماده «تسويه» به معنى تكميل كردن است، و اين اشاره به مجموع مراحلى است كه انسان از هنگامى كه به صورت نطفه است، تا مرحلهاى كه تمام اعضاى بدن او آشكار مىگردد، طى مىكند و همچنين مراحلى را كه «آدم» بعد از آفرينش از خاك تا به هنگام نفخ روح پيمود. «١»
تعبير به «نَفْخ» (دميدن) كنايهاى است براى حلول روح در بدن آدمى، گوئى تشبيه به هوا و تنفس شده است، هر چند نه اين است و نه آن.
و اگر گفته شود: نطفه انسان از آغاز كه در رحم قرار مىگيرد و قبل از آن يك موجود زنده است، بنابراين نفخ روح چه معنى دارد؟
در پاسخ مىگوئيم: در آغاز كه نطفه منعقد مىشود، تنها داراى يك نوع «حيات نباتى» است، يعنى فقط تغذيه و رشد و نمو دارد، ولى از حس و حركت