تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢
گونه است.
و از اينجا پاسخ سؤالى كه غالباً در اينجا مطرح مىشود، به خوبى روشن مىگردد، كه مىگويند: ما، در تواريخ و روايات متعددى مىخوانيم، ائمه اهلبيت عليهم السلام و حتى بعضى از اولياء اللَّه غير از امامان، از مرگ خود خبر دادند، و يا محل دفن خود را بيان كردند، از جمله، در حوادث مربوط به كربلا، بارها در روايات خواندهايم، كه پيامبر صلى الله عليه و آله يا اميرمؤمنان عليه السلام و انبياى سلف از وقوع شهادت «امام حسين» عليه السلام و يارانش در اين سرزمين خبر دادهاند.
و در كتاب «اصول كافى» بابى در زمينه آگاهى ائمه عليهم السلام از زمان وفاتشان ديده مىشود. «١»
پاسخ اين است: آگاهى بر پارهاى از اين امور به صورت علم اجمالى- آن هم از طريق تعليم الهى- هيچ منافاتى با اختصاص علم تفصيلى آنها به ذات پاك خداوند ندارد.
و تازه همان گونه كه گفتيم، همين اجمال نيز ذاتى و استقلالى نيست، بلكه جنبه عرضى و تعليمى دارد، و از طريق تعليم الهى است، به مقدارى كه خدا مىخواهد، و صلاح مىداند.
لذا در حديثى مىخوانيم: يكى از ياران امام صادق عليه السلام سؤال كرد: آيا امام علم غيب مىداند؟ قَالَ: لا، وَ لَكِنْ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَعْلَمَ الشَّيْءَ أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِكَ:
«فرمود: نه، امام علم غيب را (ذاتاً) نمىداند، ولى هنگامى كه اراده كند چيزى را بداند، خدا به او تعليم مىدهد». «٢»
در زمينه علم غيب و چگونگى آگاهى انبيا و امامان از آن، روايات فراوانى