تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧
آرى، سرچشمه اختلاف، هميشه آميختن «حق» با «هوا و هوسها» است، و از آنجا كه قيامت روزى است كه هوا و هوسها در آن بىرنگ و محو مىشود و حق آن چنان كه هست ظهور و بروز مىيابد، اينجا است كه خداوند با فرمان خود به اختلافات پايان مىدهد، و اين يكى ديگر از فلسفههاى معاد است (دقت كنيد).
***
نكته:
شكيبائى و استقامت رهبران الهى
گفتيم، در آيات مورد بحث، دو شرط براى پيشوايان و امامان ذكر شده است: نخست، صبر و پايدارى، و ديگر، ايمان و يقين به آيات الهى.
اين صبر و شكيبائى شاخههاى زيادى دارد: گاه، در مقابل مصائبى است كه به شخص انسان مىرسد.
گاه، در برابر آزارى است كه به دوستان و هوا خواهان او مىدهند.
و گاه، در مقابل بدگوئىها و بدزبانىها است كه نسبت به مقدسات او دارند.
گاهى، از ناحيه كجانديشان است.
گاه، از سوى بدانديشان.
گاه، از سوى جاهلان نادان.
و گاه، از سوى آگاهان بد خواه!
خلاصه، يك رهبر آگاه، در برابر همه اين مشكلات و غير اينها بايد شكيبائى و استقامت كند، هرگز از ميدان حوادث در نرود، بىتابى و جزع نكند، زمام اختيار از دست ندهد، مايوس نگردد، مضطرب و پشيمان نشود، تا به هدف بزرگ خود نائل گردد.